تبليغاتX
ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

هر آنچه از ایتالیا و دو رو برش میدانیم و میخوانیم و میبینیم!

همزمان با گشایش نمایشگاه حمل و نقل و ترانزیت قرارداد ساخت 220 دستگاه واگن مسافری با حضور وزیر راه و ترابری و وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح امضا شد.
براساس این قرارداد که میان شرکت قطارهای مسافری رجاء, مجتمع شهید کلاهدوز وزارت دفاع و پشتیبانی‌نیروهای مسلح و کنسرسیومی متشکل از یک شرکت ایتالیایی به ارزش 200 میلیون یورو منعقد شده است‌184 , واگن مسافری و 36 واگن رستورانی در مدت 50 ماه برای شبکه ریلی کشور ساخته می‌شود.

از این تعداد 100 دستگاه از ایتالیا به کشور وارد می‌شود و بقیه باانتقال فناوری در مجتمع شهید کلاهدوز ساخته خواهد شد.

به‌گفته مدیرعامل شرکت قطارهای مسافری رجاء , دریافت فناوری و کسب مهارت‌تولید واگن براساس استاندارد روز اروپا از مزایای این قرارداد است.

اقای پور سیداقایی افزود: با تولید مشترک این واگن های مسافری در داخل‌کشور 16 درصد قیمت تمام شده معادل 14 میلیون یورو صرفه جویی ارزی می‌شود.

وی گفت: با اجرای این قرارداد حدود 500 نفر اشتغال ایجاد می شود و درساخت این واگنها از 45 درصد توان داخلی استفاده خواهد شد

منبع:IRIB news

(راستی درگذشت ناصر عبداللهی را به همه شما تسلیت میگم , فکر نمیکنم هیچوقت فراموش بشه! روانش شاد حتما الان جاش از ما بهتره.)

اطلاعات تحصیلی ایتالیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 22:42  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

آقا.خانم:

ایمیل مبارک را در بخش خبر نامه ثبت نمایید تا بدست آورید آنچه راکه میخواهید.

کم کاری نکنید ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 12:42  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

بیان کردن شادی:

 

Che Bella! Domani cominciano le vacanze!

چه زیبا!فردا تعطیلات شروع میشن!

Che bella giornata!Finalmente è tornato il sole!

چه روز زیبایی!سرانجام آفتاب برگشت!

Che bella notizia!sono contento che aspetti un bambino.

چه خبر خوبی!خوشحالم که منتظر یک پسر بچه هستی(حامله هستی).

Che fortuna!Ecco il mio passaporto! Lo cerco da un'ora!

چه شانسی!اینم پاسپورتم!یک ساعت دنبالش میگردم!

 

بیان کردن شادی(مکالمه):

 

1:Sara,chi arriva stasera !?

2:arriva corrado!

1:Davvero?che bella sorpresa!

 

1:سارا,کی امشب میرسه؟

2:کورراده میاد!

3:راستی؟چه سورپرایز زیبایی!

 

 

1:Vogliamo passare il capodanno in montagna?

2:Che bella idea!sono d'accordo.

 

1:میخواهید روز اول سال رو در کوهستان بگذرونیم؟

2:چه ایده زیبایی!من موافقم.

 

بیان کردن تاسف و اتفاق ناراحت کننده:

 

Che peccato! Oggi è l'ultimo giorno di vacanza!

افسوس! امروز آخرین روز تعطیل است!

Che brutta giornata!Piove,sono stanco morto e devo lavorare fino alle otto.

چه روز بدی!بارون میاد,در حد مرگ خسته هستم و باید تا ساعت هشت کار کنم.

Devi partire subito?Questa è proprio una brutta notizia!

باید زود حرکت کنی؟این یک خبر خاص بد هستش!

Ho finito la benzina,Accidenti!

بنزین تموم کردم,لعنتی!

 

بیان کردن تاسف و اتفاق ناراحت کننده(مکالمه):

 

1:Vieni al cinema con noi stasera?

2:Non posso,oggi non sto bene.

1:Peccato!C'è un bel film al cinema.

 

1:امشب میای به سینما با ما؟

2:نمیتونم,امروز حالم خوب نیست.

1:افسوس!در سینما یک فیلم خوب هست.

 

بیان شادی

چه زیبا(خوب)!

Che bello!

چه شانسی!

Che fortuna!

چه ایده زیبایی(خوبی)!

Che bella idea!

چه خبر زیبایی(خوبی)!

Che bella notizia!

چه روز زیبایی(خوبی)

Che bella giornata!

چه سورپرایز زیبایی(خوبی)!

Che bella sorpresa!

 

بیان کردن تاسف و اتفاق ناراحت کننده

 

چه ناراحت کننده!

Che peccato!

چه خبر بدی!

Che brutta notizia!

چه روز بدی!

Che brutta giornata!

افسوس!

Peccato!

لعنتی!

Accidenti!

 

نکته:بیشتر این کلمات اصطلاح هستند.من هم ترجمه را نوشتم و هم مفهوم را.این کار را انجام دادم تا شما بیشتر بفهمید.لطفا خودتان دقت کنید.اگر اشتباهی میبینید حتما بگویید تا من هم یاد بگیرم.

 

اطلاعات تحصیلی ایتالیا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/28ساعت 22:10  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

بگذارید بگوییم كه رم همان تاریخ است. شهری پر از انواع مقبره ها، معابد باشكوه، ساختمان های قرون وسطی، قصرهای عصر رنسانس و كلیساهای دوران باروك. مردم رم كه گرفتار زندگی روزمره شان هستند به طرز شگفت آوری در كنار تاریخ و اسطوره زندگی می كنند.مساحت شهر رم در حدود ۱۵۰ كیلومتر و جمعیت آن نزدیك به ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است. رم شهر بسیار وسیعی است، اما قسمت های تاریخی آن محدود است. این بخش ها در شعاع كمی از ایستگاه مركزی راه آهن این شهر قرار دارند، اما با این حال نقشه های راهنما را فراموش نكنید. اگرچه گردش در رم دلپذیر است، اما گم شدن در آن هم می تواند همانقدر عذاب آور باشد.اوج هجوم گردشگران به رم در بهار و پاییز است. در این دو فصل، شهر پر از اتوبوس های توریستی است كه مملو از مسافرند. تابستان ها، رمی ها برای تعطیلات به كنار دریا یا كوهستان های اطراف می روند و به همین خاطر خیابان های شهر ترافیك سبك تری دارند، اگر در این فصل به رم سفر كردید، صبح زود از خواب بلند شوید و قبل از گرم شدن هوا ازچند جای دیدنی شهر بازدید كنید. بعد یك ناهار مفصل بخورید و یك چرت بخوابید!حدود ساعت شش بعد ازظهر دوباره می توانید از هتل تان بیرون بیایید و از هوای خنك عصرگاهی لذت ببرید.

بدون شك دیدنی ترین جای رم كلوسیوم است. اسم اصلی این استادیوم تاریخی آمفی تئاتر فلاویوم است كه این اسم را از اسم امپراتوری گرفته كه كار ساخت آن را آغاز كرد و در سال ۸۰ بعد از میلاد به پایان برد. این استادیوم بزرگ، ظرفیت ۵۰ هزار تماشاگر را داشته است كه برای تماشای مبارزه گلادیاتورها به آنجا می آمدند.پنتئون قدیمی ترین معبد شهر رم كه متعلق به سال ۲۷ قبل از میلاد است از بناهای تاریخی مهم این شهر محسوب می شود. در گذشته از این معبد به عنوان پرستشگاه خدایان استفاده می شده است.فواره های تروی كه دور میدان كوچكی قرار دارند از جمله جاهای مورد علاقه گردشگران است. معمولا عده زیادی در طول روز از آن بازدید می كنند و در كنار آن عكس های یادگاری می گیرند.قلعه سنت آنجلو؛ این بنای عجیب دایره ای شكل، در اصل مقبره امپراتور هادریان بوده است، اما در قرن ششم تبدیل به یك پایگاه مناسب برای پاپ ها شد و از طریق كانال های زیرزمینی به قصرهای واتیكان متصل شد. بسیاری از پاپ ها در گذشته و هنگامی كه خطری آنها را تهدید می كرده از این راه های مخفی استفاده كرده اند. درحال حاضر از این بنا به عنوان موزه استفاده می شود.

فرودگاه اصلی رم، لئوناردو داوینچی نام دارد. فرودگاه سیامپینو، دومین فرودگاه رم است كه اكثر پروازهای داخلی و بعضی از پروازهای بین المللی در آن به زمین می نشینند. با وجود این دو فرودگاه بزرگ، شما هر وقت از سال كه بخواهید، براحتی به رم دسترسی دارید. فرودگاه داوینچی در ۲۶ كیلومتری جنوب غربی و فرودگاه سیامپنیو در ۲۰ كیلومتری جنوب شرقی شهر ساخته شده اند و از آنها قطارها یا اتوبوس های مستقیمی به سمت مركز شهر در تردد هستند.

شركت ای.تی.ای.سی، شركت اصلی اتوبوسرانی رم است. اتوبوس ها در رم از ساعت ۶ صبح تا ۱۲ شب در شهر تردد می كنند. البته چند دستگاه از آنها هم به صورت شبانه روزی در خدمت مسافران هستند. برای تهیه بلیت اتوبوس در رم باید به دكه های روزنامه فروشی یا فروشگاه های عرضه توتون و تنباكو مراجعه كنید. قوانین شهر رم در این مورد كمی سختگیرانه است و برای كسانی كه بدون بلیت سوار اتوبوس شوند، جریمه های سنگینی در نظر گرفته شده است. این قوانین شامل حال گردشگرانی كه حتی یك كلمه ایتالیایی بلد نیستند هم می شود!خیابان های قسمت های تاریخی رم معمولا ترافیك بسیار سنگینی دارند و اگر اتومبیل شخصی داشته باشید، بهترین كار، پارك كردن آن در پاركینگ هتل تان است. برای پارك كردن در هر جای شهر مجبور به تهیه قبض هایی از پلیس راهنمایی و رانندگی هستید، در غیر این صورت اتومبیل تان را با جرثقیل خواهند برد. برای كرایه اتومبیل، موسسات زیادی در رم فعال هستند، ولی كرایه اتومبیل به هیچ وجه توصیه نمی شود. رانندگی در رم واقعا اعصاب خردكن و پیدا كردن جای پارك یك كابوس است، فقط وقتی مجبور هستید در رم رانندگی كنید! برای گردش در رم، بهترین راه پوشیدن یك جفت كفش كتانی و پیاده روی است.

 

نوشته:سینا خاکیانی از روزنامه همشهری گرقته شده از سایت آفتاب

 

اطلاعات تحصیلی ایتالیا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/27ساعت 22:48  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

 

1:Che confusione! Che disordine! Di chi è questo maglione?Michele,è il tuo?

2:Si ,è il mio.

1:E calze sotto il letto?sono le tue?

2:No,le calze sono di adriano...anche i guanti sono di suoi.

1:E questa camicia?Di chi è?è la tua?

2:Si, è la mia.

1:چه آشفتگی! چه بی نظمی!این بلوز مال چه کسی است؟مال تو است میکله؟

2:بله,مال من است.

1:و جورابهای زیر تخت؟مال تو هستند؟

2:نه,جورابها مال آدریانو هستند...دستکش ها هم مال او هستند.

1:و آن پیراهن؟مال کی است؟مال تو است؟

2:بله,مال من است.

 

جمع

مفرد

 

 

مال من

I miei,

le mie

مال من

Il mio,

La mia

Io

 

مال تو

I tuoi,

le tue

مال تو

Il tuo,

La tua

Tu

 

مال او(مال شما)

I suoi,

le sue

مال او(مال شما)

Il suo,

La sua

Lui,lei

 

مال ما

I nostril,

le nostre

مال ما

Il nostro,

La nostra

Noi

 

مال شما

I vostri,

le vostre

مال شما

Il vostro,

La vostra

Voi

 

مال آنها

I loro,

le loro

مال آنها

Il loro,

la loro

Loro

 

اگر مشکلی در این بخش در مورد جمع و مفرد یا مونث و مذکر دارید به درس حرف تعریف رجوع کنید تا یادآوری شود.

 

مال چه کسی است...؟

مال چه کسی هستند...؟

 

Di chi è questo cappotto?               È (il) mio.                           مفرد

Di chi è questa giacca?              È (la) mia.

 

 

Di chi sono questi guanti?           Sono (i) miei .                          جمع

Di chi sono queste camicie?         Sono (le) mie.

 

این کت مال کیه؟مال منه.

این ژاکت مال کیه؟مال منه.

 

 

این دستکشها مال کی هستند؟مال من هستند.

این پیراهنها مال چه کسی هستند؟مال من هستند.

 

نکته:در مورد پدر ,مادر,افراد خانواده,پسر عمو , نوه و از این دست موارد هرگز از حرف تعریف (    (il,la,I,leاستفاده نمیکنیم.هرگززززززززززززززززززززز............ اما در مورد جمع یعنی برای استفاده از LORO حتما از حرف تعریف جمع استفاده میکنیم.

 

اگر این درس کامل نیست حتما بگید تا باز هم تکمیلش کنم تا درس رو یاد بگیرید.

 

اطلاعات تحصیلی ایتالیا

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 21:19  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

داستان از این قرار هست که به ادعای یکی از مسئولان ک.گ.ب که الان شده FSB به نام الکساندر لیتونینکو که به انگلستان پناهنده شده بود رومانو پرودی در سال 1981 جاسوس شوروی درایتالیا بوده و در ماجرای ترور نافرجام پاپ ژان پل دوم وظیفه پوشش ماموران ک.گ.ب مرتبط با این موضوع رو به عهده داشته.البته این آقا با مدرک صحبت میکنه ولی دقیقا قبل ازاینکه مدارک مربوط به پرودی رو رو کنه در لندن با پلوتونیوم 210 که فقط در روسیه وجود داره و کشندگیش میلیونها برابر سیانور هست ترور شد.

جالب اینجاست که بعد از درخواست انگلستان از تمام دنیا برای نجات لیتونینکو ایران هم اعلام آمادگی کرد و دانشمندان ایران هم دست به کار ساخت پادزهر پلوتونیوم شدند.

این آقا پته ی ک.گ.ب و پوتین و خیلی های دیگر رو رو کرده بود به خصوص در کتابش به اسم _روسیه منفجر میشود_خیلی از اتفاقات رو نوشته بود .ازجمله...آموزش سران القاعده توسط ک.گ.ب و اینکه در ماجرای 11 سپتامبر آموزش های روسی دیده میشه+اینکه ک.گ.ب در مسکو چندین آپارتمان رو منفجر کرد و 300 شهروند روسیه رو فرستاد اون دنیا تا این انفجارها رو به چچنی ها ربط بده و به چچن حمله کنه و... .

خیلی مطالب دیگه هم نوشته شده بود که اگر بنویسم وبلاگ میشه سیاسی...

آفرین بر ملت های جاسوس نخست وزیر کن...!

میشه نظر شما رو بدونم؟

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 17:10  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دوستان سلام:

من مشغول انجام یک تحقیق هستم برای همین هست که ۲ دو روزیه درس نداشتیم.احتمالا ۲ شنبه درس جدید رو براتون میگم

ممنونم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 0:40  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

در اینجا میخوام یک سری اطلاعات به شما بدم در مورد ادامه تحصیل در ایتالیا.البته ممکنه ناقص باشه ولی اینها جستجو ها و تجربیات خودم هستن.

خوبی ایتالیا این هست که برای ادامه تحصیل لازم نیست دنبال این شرکت های اکثرا کلاهبردار برید که ادعاهای جور واجور دارند.اکثرشون پذیرش تحصیلی رو میگیرند ولی در مورد ویزا... .مرکز فرهنگی سفارت ایتالیا درتمام دنیا مسئول این امور هست.شما باید در اولین قدم برای تحصیل در ایتالیا وضعیت مالی خودتون رو بسنجید,چرا که شما حق کار کردن در ایتالیا رو نداریدو تازه اگر هم بخوایید مخفیانه(مثل افغانیها البته با برخورد قانونی 100 برابر)کار کنید ,کارهم لا مذهب پیدا نمیشه(اصلا بی خیال ایتالیا).برای اول کار باید در یک بانک ایتالیایی در تهران(Commercialeیاnazionale del lavoro)یک حساب باز کنید و مبلغ 4500 یورو توی این حساب پول بریزید(ممکنه بیشتر هم شده باشه).البته این حساب به نام خودتون هست و برای اوایل کار در ایتالیا هزینه میشه.بعد اصل فیش پرداختی رو میدین به سفارت که مطمئن بشن نمیخوایید دو در کنید و برید اونجا به شغل شریف دزدی یا قاچاق مواد وارد بشید.بعد تازه باید یک سری مدارک مثل حساب پس انداز و مال و اموال رو کنید که آره ما خانواده شما میتونه خرج شما رو در طول تحصیل بده.حالا این خرج ماهانه چقدر هست ...طبق آمار رسمی بین 1000 تا 1500 یورو در ماه که بستگی به مکان زندگی از قبیل شهر و سایز خونه و ... داره.و طبق آمار غیر رسمی که از مدرسه ایتالیایی رسیده حداقل باید 700 یورو در ماه خرج کنید.تازه برای اینکه به 700 یورو برسونید بایدکلی مشکلات هم تحمل کنید مثل گرفتن خونه با چند نفر که معلوم نیست چه آدمهایی هستن و ... .

اگر وضع مالیتون خوبه حالا باید زبان ایتالیایی رو خوب یاد بگیرید.هم میتونید برید به مدرسه ایتالیایی در فرمانیه 2 ترم بخونید و هم میتونید خصوصی بخونید.و شاید هم برید به ایتالیا و اونجا زبان یاد بگیرید(دوره های کوتاه مدت زبان که به همین راحتی بابتش ویزا نمیدن).کتابی که باید بخونید کتابQUI ITALIAبه معنی اینجا ایتالیا هست.گفته میشه که فقط از روی این کتاب آموزش میدن اما من شنیدم که از منابع غیر این کتاب هم استفاده میکنند.

حالا شما زبان رو یاد گرفتید باید امتحان بدید.این امتحان سالی یک بار و در فروردین برگزار میشه.زمان ثبت نامش هم در بهمن یا اسپند ماه هست.55 یا 75 یورو هم بابتش از شما پول میگیرند.این امتحان برای دو دسته هست.دسته اول اونهایی هستند که میخوان برن و رشته های هنری(غیراز معماری که مهندسی هست)بخونند باید در بهمن ماه(فکرمیکنم)در امتحان مکالمه حضوری شرکت کنند و اصلا امتحان کتبی ندارند.دسته دوم هم اونهایی هستند که میخوان رشته های غیر هنری بخونند که در فروردین امتحان کتبی میدن و توی اردیبهشت(فکر میکنم) یک مکالمه ای هم میکنند که هم سطح مکالمه شما رو بفهمند و هم بفهمند که برای چی میخوایید در ایتالیا درس بخونید.

تازه این بخش دوم امتحان بعد از این گرفته میشه که شما مدارک تحصیلی خودتون رو + فرم انتخاب رشته و... رو داده باشید.یادتون نره که حتما باید پیش دانشگاهی خونده باشید.

وقتی شمامدارک خودتون رو تحویل میدید سفارت مدارک رو میفرسته به دانشگاه اتخابی شما و اونها تصمیم میگیرند که شما برید اونجا و کنکور بدید یا نه.یعنی سطح سواد شما رو از روی نمرات دبیرستان و پیش دانشگاهی میفهمند.

حالا که این مراحل رو با موفقیت گذروندید باید آماده کنکور در اواسط شهریور ماه بشید که در دانشگاه انتخابی شما در ایتالیا برگزار میشه.اونجا کنکور در سطح متقاضیان همون دانشگاه برگزار میشه یعنی کنکور ملی نیست . درسهایی که باید امتحان بدید بستگی به رشته اتخابیشما داره(برعکس ایران).یعنی اگر مهندسی معماری میخوایید بخونید باید ریاضی,فیزیک,منطق,رسم فنی,و تاریخ معماری رو بدونید.برای دونستن هم بسته به رشته اتخابی شما مرکز فرهنگی سفارت که مسئول امور دانشجویی هست کتاب هایی به اسم ALPHA TESTدر اختیار شما میزازه(البته کپی کتاب رو) که میگن اگر مطالب اون رو بلد باشید میتونید قبول شید.

در دانشگاههای ایتالیا خارجیها سهم جدایی دارند,یعنی نمرات خارجی ها با ایتالیایی ها حساب نمیشه.مثلا دانشگاه فلورانس در رشته معماری 20 تا خارجی قبول میکنه که در میان خارجی ها 20 نفر اول که در امتحان نمره آوردن قبول میشن (اینطوری که من فهمیدم).بعد هزینه تحصیل هم فقط سالی 700 یورو هست .فقط 700 یورو.

یادتون باشه که هر دانشگاهی یک جورایی مستقل هست و نظرات خودش رو راجع به خارجی ها و ... داره.فکر میکنم این اطلاعات برای اول کار کافی باشه.اگر سئوالی دارید بپرسید که اگر بتونم جواب میدم.اگر هم میخوایید میتونید با مدرسی ایتالیایی تماس بگیرید و اونها به سوالات شما پاسخ میدن.البته اکثر این اطلاعات رو که نوشتم خودم بازحمت فراوان و از اینترنت به دست آوردم.

تلفن مدرسه ایتالیایی: 80 75 80 22 021 .حتما از ساعت 3 به بعد و در روزهای شنبه تا چهار شنبه تماس بگیرید.

ممکنه قوانین و ... جدیدا تغییر کرده باشه و من خبر نداشته باشم پس اگر اشکالی میبینید ببخشید و به من هم بگید تا درستش کنم.

ممنونم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 0:57  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

شعبه موزه ارمیتاژ، در شهر فرارا در شمال ایتالیا ، افتتاح میشود.

 

به گزارش خبر نگار ايراس، این اولین نمایندگی موزه، در خارج از مرزهای روسیه نیست. ارمیتاژ در لندن، لاس وگاس و آمستردام نیز شعبه دارد.

  تابستان سال 2007 موزه دولتی ارمیتاژ، مرکز علمی- ترمیمی و نمایشگاهی خود را در ایتالیا باز می کند.

 موزه ارمیتاژ در شهر فرارا در ساختمان قلعه خانواده« د- استیه» که طی قرون 16- 13 در شهر حکومت می کردند، قرار خواهد گرفت. این قلعه سمبل شهر فرارا است.

 شهر فرارا که در مرکز منطقه امیلیا- رومانیا قرار دارد در فرهنگ  و هنر ایتالیا نقش بسزایی داشته است. در دربار« د- استیه» شاعرانی چون لودویکو آریوستو، تورکواتو تاسو و نقاشانی چون مانتیه نیا، پیرو دیلا فرانچسکا جمع می شدند.

 حمایت مالی برای ایجاد مرکز علمی- ترمیمی ارمیتاژ به عهده شهری است که این افتخار نصیبش شده است. هزینه های موزه ،ماهیانه برابر 300 هزار یورو تخمین زده شده است، البته در این برآورد ،هزینه های برگزاری نمایشگاها و کنفرانسها لحاظ نشده است.

 مرکز ارمیتاژ در ایتالیا، پنجمین نمایندگی دائمی در خارج از پیتربورگ می باشد. اولین مرکز ارمیتاژ در خارج از روسیه در لندن در سال2000 تاسیس شد. نمایندگی ارمیتاژ در لاس وگاس در سال 2001 و در آمستردام در سال 2004 افتتاح شد . بنیاد« ارمیتاژ- آمستردام» و مرکز نمایشگاهی« کلیسای جدید» نیز در آمستردام تاسيس شده است.

منبع:ایراس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/23ساعت 23:30  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

آقا کسی هست که میاد به ایتالیایی نظر میده(ظاهرا از ایتالیا هم هست)و مشخص که ایرانیه.یعد نه اسمش رو مینویسه و نه ایمیلی چیزی... . دوستم بیا خودت رو معرفی کن و ملت رو(کاوه و من و ...)رو از نگرانی در بیار.

بعد از امید و کاوه(کاوه 2) که همش پا به پا میان و با نظراتشون به من انرژی میدن خیلی ممنونم.از دیگر دوستان هم که به وبلاگ من سر میزنن و نظر هم نمیدن باز هم ممنونم.

راستی مطلب بخش شهری بدون آفتاب یعنی دو قدم پایینتر خیلی پر و پیمون شده(از صدقه سر آقای ناشناس).دو قدم برید پایینتر تا کلی به اطلاعات علمی شما افزوده بشه.حتما این بخش رو بخونید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/22ساعت 15:47  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

تا اینجا که من متوجه شدم(بر اساس گزاش ها)شیطان پرستی در ایتالیا داره نزدیک به وضع خطرناک میشه.کار به جایی رسیده که پلیس ایتالیا بخش مخصوص مبارزه با شیطان پرستی رو به وجود آورده.علت این تصمیم هم آخرین کار وحشتناک این افراد هست که در هفته گذشته یک زن و شوهر ایتالیایی رو ابتدا با چوب و چماق به شدت کتک زدند و سپس در حومه میلان زنده به گورشون کردند!!!!

این گونه رفتارها رو به افزایش هستند و چون جوانان ایتالیایی اهل دین و ... نیستند خیلی خطرناک هست.

گروه جدید پلیس مخلوطی از پلیس های مخفی و روانشناسان هستند.

به نظر من باید تمام این شیطان پرست ها رو به درک فرستاد.

سال پیش هم من یک همچین خبری رو شنیده بودم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 22:57  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

Madre: Paolo,ma sai che ore sono?sono le quattro,che cosa è successo?

 

Paolo: Stà tranquilla,non è successo niente di grave...

 

Madre: e allora perché torni a quest'ora?

 

Paolo: Beh... adesso ti spiego,ieri sera sono uscito... ti ricordi... verso le nove... sono andato in centro,poi avanti al duomo,ho incontrato gli amici...

 

Madre: si… si… e allora?

 

Paolo: abbiamo fatto quattro chiacchiere e dopo un po' siamo andati a cena in pizzeria... abbiamo cenato , poi siamo andati in discoteca... abbiamo ballato... abbiamo incontrato un sacco di gente...

 

Madre: e poi?

 

Paolo: e poi verso le due... siamo usciti e siamo saliti in macchina per tornare a casa... ma il peroblema è che... siamo saliti in otto...

 

Madre: otto ragazzi in una macchina?

 

Paolo: si.. otto... la polizia ci ha femato... ha controllato i documenti di tutti e alla fine ci ha fatto una bella multa...

 

مادر: پاولو , اما میدونی که ساعت چند است؟ساعت چهار است , چه اتفاقی افتاده؟

 

پاولو: آرام باش, هیچ اتفاق جدی نیفتاده است...

 

مادر: و آنوقت چرا این ساعت برگشتی؟

 

پاولو: اه...الان برایت توضیح میدهم, دیروز عصر رفتم بیرون... یادت هست... حدود ساعت نه... رفتم به مرکز شهر,سپس جلوی کلیسای جامع, با دوستان برخورد کردم...

 

مادر: بله... بله... و سپس؟

 

پاولو: چهار کلام حرف زدیم و یک کم بعد رفتیم برای شام به پیتزا فروشی... شام خوردیم,بعد رفتیم به دیسکو... رقصیدیم... کلی آدم دیدیم(اصطلاح)...

 

مادر: و بعد؟

 

پاولو: و بعد حدود ساعت دو ... خارج شدیم و سوار شدیم در ماشین برای برگشتن به خانه... اما مشکل این بود که... هشت نفری سوار شدیم...

 

مادر: هشت تا پسر و دختر در یک ماشین؟

 

پاولو: بله... هشت تا... آنجا پلیس توقف کرد,مدارک همه را کنترل کرد و سر انجام یک جریمه زیبا کرد...

 

risponde

پاسخ

domanda

سوال

Prima…

قبل از...

Che cosa è successo?

چه اتفاقی افتاده؟

Allora…

آنوقت...

Che cosa hai fatto?

چه کاری انجام دادی؟

Poi…

سپس...

 

 

Dopo un po'…

یک کم بعد...

 

 

E cosi…

و اینطوری...

 

 

Alla fine…

سرانجام...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 22:39  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

یک شهری هست در مناطق کوهستانی ایتالیا که درون یک دره به واقع شده.مردم این شهر کوچک در زمستان فقط نور آفتاب رو میبینند و خود آفتاب رو نمیبینند(یعنی اینها در سایه هستند و اگر سرمبارک رو ببرند بالا میتونند نور رو ببینند).به همین دلیل شهرداری برای جلوگیری از افسردگی بیشترمردم یک آینه توی کوه نسب کرده تا ملت محترم آفتاب روهم ببینند.

دوستی هست که فکر میکنم ایرانی باشه و احتمالا از ایتالیا به این وبلاگ سر میزنه.این دوست خوب که خیلی مشتاقم کم کم اسنش رو بدونم در مورد این شهر در بخش نظرات اطلاعات خوبی نوشته.دستش درد نکنه.و حالا این اطلاعات اینها هستن:

اسم این شهر ویگانلا(Viganella) هست و در نزدیکی تورینو در شمال ایتالیا واقع شده.این آینه ۴۰ متر مربع مساحت داره و حدود ۱۰۰.۰۰۰ یورو خرج این کار شده.این آینه با هلیکوپتر در سر جای خودش نسب شده.

من اگر میدونستم میخوان ۱۰۰.۰۰۰ یورو خرج کنن این کار رو با ۱۰.۰۰۰ یورو انجام میدادم.با ۱۰۰.۰۰۰ یورو تو ایران میشه ۲ تا هتل ساخت...

این تصاویر از سایت بی.بی.سی گرفته شده.

شهر کوچک ویگانلا

مکان این شهر در نقشه ایتالیا

این هم شکل این کار جالب

وب سایت شهرداری ویگانلا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/21ساعت 16:37  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

یکی از فعلهای زبان ایتالیایی که از آن زیاد استفاده میشود.یک سری فعلها هستند که چند کلمه ای هستند و با FARE  می آیند.در اینجا برای یادگیری شما چند مورد از آنها را بیان میکنم.

 

Fare la valigia

چمدان بستن

Come fai la valigia?

چطو چمدان میبندی؟

Fare una fotografia

عکس گرفتن

Faccio la fotografia

عکس میگیرم

Fare il bagno

حمام کردن

Adesso fanno il bagno per andare

الان حمام میکنند برای رفتن

Fare la doccia

دوش گرفتن

Quando fai la doccia.

وقتی که دوش میگیرم.

Fare colazione

صبحانه خوردن

Faccio colazione alle sei

ساعت شش صبحانه میخورم

Fare un viaggio

مسافرت کردن

Fate un viaggio molto

خیلی مسافرت میکنید.

Fare una passeggiata

گشت زدن

Facciamo una passeggiata al centro

در مرکز شهر گردش میکنیم

Fare le ore piccole

کم خوابیدن

Perché fai le ore piccole?

چرا کم میخوابی؟

 

لطفا تمام این افعال رو به طور کامل صرف کنید تا کامل یاد بگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/19ساعت 20:21  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

سلام:

همین ۱۰ دقیقه پیش اخبار صحنه ای رو نشون داد که یک آقای ایتالیایی(قیافش آشنا میزد ) در برنامه ۱۰ دقیقه که فکر میکنم از کانال RAI پخش میشد میخواست خودش رو آتیش بزنه!!!!

بنزین رو ریخت روی خودش و یک دفعه مجری و برو بچ با یک حرکت قافلگیرانه ریختن توی صحنه و دست آقا رو گرفتن که بابا کوتاه بیا...

این طور که من فهمیدم طرف میخواسته نوشته ای , نامه ای رو در تلویزیون بخونه.چون تا گرفتنش یک کاغذ از جیبش در آورد و مجری هم اون رو میخواست بخونه.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/18ساعت 22:2  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

 

Stella: Marco,vieni al mare con me domenica mattina?

Marco: Non so,non sono sicuro,forse devo andare a roma con i miei genitori

 

استلا:مارکو , یکشنبه صبح با من می آیی به دریا؟

مارکو: نمیدانم,مطمئن نیستم,شاید باید برم به رم با والدینم.

-----------------------------------------------------------------------------------------

Stella: Patrizia,andiamo in piscina giovedi sera?

Patrizia: si,volentieri,ho voglia di noutare

 

استلا: پاتریتزیا, پنجشنبه عصر برویم به استخر؟

پاتریتزیا: آره,با کمال میل, برای شنا کردن تمایل دارم.

-----------------------------------------------------------------------------------------

Stella: Direttore, vuole venire in pizzeria con noi stasera?

Direttore: Mi dispiace,non posso,devo lavorare fino a tardi

 

استلا:آقای مدیر,میخواهید بیایید به پیتزا فروشی با ما امشب؟

مدیر: متاسفم,نمیتوانم,باید تا دیر وقت کار کنم.

 

دعوت کردن

Vieni ……….?

می آیی..........؟

Viene ……….?

می آیید..........؟

Andiamo ……….?

بریم.........؟

Vuoi             

Vuole   Venire?

            می خواهی            

میخواهید     برویم؟

 

قبول یک دعوت

Si,volentieri.

آره , با کمال میل

Certo,è buona idea.

حتما , ایده خوبی هست.

Perché no?

چراکه نه؟

 

رد کردن یک دعوت

Mi dispiace,non posso

متاسفم,نمیتونم

No,non ho voglia

نه,تمایل ندارم

No,grazie,ho da fare

نه,ممنونم,کار دارم

 

بیان تردید و دودلی

Non so,non sono sicuro

نمیدانم,مطمئن نیستم.

Forse…

شاید...

Può darsi...

احتمال دارد...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/18ساعت 0:5  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

سلام به دوستان و خوانندگان این وبلاگ:

من تقریبا جیک و پیک دانستنیهای مربوط به ادامه تحصیل در ایتالیا رو میدونم.

می خواستم همش رو بنویسم نمیدونستم که از کجا شروع کنم.پس تصمیم گرفتم که به سوالات شما پاسخ بدم.

اگر مشکلی یا سوالی در این مورد داشتید روی من حساب کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 17:4  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

 

A: Scusi,signorina, a che ora apre la banca?

B: Alle 8

A: e a che ora chiude?

B: la banca chiude alle 13.20

A: GRAZIE MILLE

B: PREGO

 

آ:ببخشید,دوشیزه,بانک چه ساعتی باز میکنید؟

ب: ساعت 8

آ:و چه ساعتی میبندد؟

ب:بانک ساعت 13.20میبندد

آ:خیلی ممنونم(هزار بارممنونم)

ب:خواهش میکنم

 

A: Dino, a che ora aprono I negozi la mattina?

B: Alle 9.

A: e a che ora chiudono?

B: All'una.

A: grazie.

B: Di niente

 

 

آ:دینو,صبح مغازه ها چه ساعتی باز میکنند؟

ب: ساعت 9

آ:و چه ساعتی میبندند؟

ب:ساعت یک

آ: ممنونم

ب:قابلی نداشت

 

A: a che ora comincia il film?

B: il film comincia alle 21

A: GRAZIE TANTE.

B: PREGO.

 

آ:فیلم چه ساعتی شروع میشود؟

ب: فیلم ساعت 21 شروع میشود.

آ:خیلی ممنونم

ب:خواهش میکنم

 

پاسخ به آن

تشکر کردن

 

PREGO

GRAZIE

DI NIENTE

GRAZIE TANTE

 

GRAZIE MILLE

 

یاد گرفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 13:4  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 



رؤساي شما، بيش از اندازه پرحرفند؛ اين قدر حرف مي‌زنند كه آب از دهانشان جاري مي‌شود؛ اين، قضاوت آشكار دو نفر از اعضاي قبيله «پاپو» (Papoue) بود كه براي ديدن جوامع مدرن به مدت يك هفته، ميهمان پاريس بودند.

«مارك دوزيه» كه تدارك سفر دو بومي آفريقايي را ترتيب داده بود، درباره آوردن اين دو به پاريس اظهار داشت: هدف ما از آوردن آنان، مطالعه نگاه دو سياه‌پوست بومي‌ به جامعه سفيدپوستان بود و اين در حالي است كه هميشه جهان، زيرنظر و قضاوت سفيدپوستان بوده، اما اين‌ بار جهان سفيد‌پوستان، زيرنظر و قضاوت ديگر جهان خواهد بود.

«موديا كپانگا»، رئيس جنگ و «پوپوبي پاليا»، رئيس صلح از قبيله پاپو در «گينه‌نو» در مدت اقامت خود در پاريس، ملبس به كت و شلوار و كراوات، با آرايش سر به شيوه بومي‌ بودند. اين دو توريست فوق‌العاده، در مدت يك هفته اقامت در پاريس، از مجلس، موزه‌ها، رقاص‌‌خانه‌ها و ... ديدن كردند و همچنين روزنامه‌نگاران، جامعه‌شناسان و افراد كنجكاو از واكنش‌هاي آنان فيلم و عكس تهيه مي‌كردند.

در نخستين بخش سفر، برنامه ديدار از مجلس به هنگام روز كاري در پارلمان فرانسه ترتيب داده شد. پس از اين ديدار، كپانگا و پاليا به خبرنگاران گفتند: مجلس شما مانند خانه‌اي طلايي است كه از كف تا سقف، مزين به طلاست، در حالي كه مجلس ما از كپر تشكيل شده است. براي ما هميشه اين پرسش وجود داشت كه چرا سفيدپوستان، زماني كه به مناطق ما مي‌آيند، هميشه در پي استخراج معادن طلاي ما هستند. حالا متوجه مي‌شويم كه اين‌ همه طلا را براي چه مي‌خواستند.

در بازديد از برج ايفل، يكي از دو مسافر، چند ميخ را برداشته، گفت: اينها را مي‌برم تا بكارم، شايد در منطقه ما هم اين ميخ‌ها به برج ايفل تبديل شود.
مسافران بومي، ‌پس از بازديد از موزه‌ها و بقيه اماكن توريستي، به يكي از كاباره‌هاي پاريس، دعوت شدند.

پس از پايان برنامه، رؤساي قبيله بومي ‌آفريقايي با حيرت، اظهار داشتند: چقدر زنان سفيدپوست ارزان به دست مي‌آيند. اميدواريم زنان ما هم روزي به ‌اندازه زنان سفيدپوست پيشرفت كرده، آسان به دست آيند، چرا كه ما براي به دست آوردن زنان و ازدواج با آنان، بايد بهاي سنگيني بپردازيم، حال آن كه زنان سفيدپوست به راحتي خود را در اختيار مردان قرار مي‌دهند.

منبع:بازتاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/15ساعت 12:2  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دوستان عزیز سلام:

بهتر است که ما ایرانی ها کم کم واژه های عربی را از زبان خودمان خارج کنیم یا دست کم در زبان محاوره از آنها استفاده نکنیم.

برای این امر لطفا اینجا را کلیلک کنید تا تعدادی از واژه های پارسی(همراه با معادل عربی آن) را فرا بگیرید.

VIVA IL MIO PAESE ... IRAN

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 13:45  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

 

در این بخش به آموزش چگونگی گفتن اجسام و افراد می پردازیم مثل:

 

il gatto è sul letto

گربه روی تخت است

La borsa è nell'armadio

ساک در کمد است

 

 

SU

روی...

Gli occhiali è sulla poltrona

عینک روی مبل است

SOPRA

بالای... روی...

Il libro è sopra comodino

کتاب بالای میز پای تختخواب است

IN

در...

Il latte è nel frigorifero

شیر در یخچال است

DENTRO

داخل...

La chiave è dentro cassetto

کلید داخل کشو است

VICINO(a)

نزدیک (به...)

Il bar è vicino allo stazione

بار نزدیک ایستگاه است

SOTTO

زیر...

Il cane è sotto il divano

گربه زیر کاناپه است

DIETRO

عقب...

Il giardino è dietro la casa

باغ عقب (پشت) خانه است

DAVANTI (a)

جلو ...

Il televisore è davanti alla poltrona

تلویزیون جلوی مبل است

LONTANO (da)

دور (از...)

La casa di mario è lontano dall'universita

خانه ماریو دور از دانشگاه است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تمرین میتوانید از وسایل اتاق خودتان استفاده کنید.مکان آنها را بگویید.

تمرین کنید تا خوب یاد بگیرید.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 23:44  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دولت ایتالیا می خواد شرکت هواپیمایی خودش رو بفروشه.

این طور که مشخصه این شرکت هم داره ضرر میده مثل اغلب شرکت های هواپیمایی.

من شنیدم در پروازهای الیتالیا شراب ایتالیایی هم سرو میشه.دوستم که از این هواپیمایی استفاده کرده بود خیلی ازش(بخصوص از شرابش)تعریف میکرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 14:28  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

در این بخش میخواهیم بدانیم جسم یا فرد مورد نظر ما کجاست؟

 

dov'è il libro?

کتاب کجاست؟

È sul tavolo

روی میز است

Dove sono le penne?

خودکارها کجا هستند؟

Sono nel cassetto

در کشو هستند

 

در بخش بعد روش گفتن مکان اجسام و افراد را یاد میگیریم.

 

کلمه DOVE   به معنی در جاییکه , آنجاییکه است و وقتی در جلوی آن علامت سوال می آید معنی کجاست؟ میدهد.

 

مثال:

 

Dove che io lavoro con lui

جاییکه من با او کار میکنم

Dove sei tu?

جاییکه تو هستی.

 

فکر میکنم تفاوت مشخص شد.

 

همانطور که میبینید در زمان پرسیدن مکان جسم یا فرد مفرد کلمه DOVE کمی تغییر میکند و اینگونه نوشته میشود:

Dov'è

 

علت این است که شکل گفتن با کم کردن یک E  زیباتر میشود.

 

برای جمع هم همانطور که میدانید و فعل ESSERE را صرف کردیم به جای è   که در مفرد به کار میرفت از sono  که جمع است استفاده میکنیم.

 

سوالی هست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت 0:32  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دوستان عزیز سلام:

 

اول اینکه لطفا به درس گذشته ساده مراجعه کنید تا چند استثنا این زمان رو که نوشته شده یاد بگیرید.

 

دوم اینکه از این به بعد هر هفته حداکثر چهار درس جدید خواهیم داشت که البته چهار تا هم زیاده.

 

سوم اینکه اگر درسی رو خوب توضیح ندادم بگید تا بیشتر توضیح بدم تا یاد بگیرید.

 

چهارم اینکه هر سوالی در مورد زبان دارید میتونید بپرسید تا جواب اون رو برای شما بنویسم.

 

پنجم اینکه اگر میشه نظر خودتون رو راجع به این وبلاگ بگید..اگر به درد نمیخوره...اگر خوبه...اگر کم کاری توش هست...اگر زیادی مطلب داره و ..........

 

QUI ITALIA   اینجا ایتالیا

 

این کتابی است رسمی برای آموزش زبان ایتالیایی به خارجی ها.

این کتاب در تمام دنیا آموزش داده میشه و خیلی هم راحت و خوبه.

کسانی که قصد ادامه تحصیل در ایتالیا رو دارند باید این کتاب رو بخونند و امتحان بدهند.

متاسفانه این کتاب در خارج از مدرسه ایتالیایی تهران(در ایران)به سختی پیدا میشه.

تازه اونی هم که هست کپی کتاب هست نه خود کتاب.درهر حال باید با همین امکانات ساخت.

اگر میتونید این کتاب رو تهیه کنید و با درسهایی که من مینویسم بخونید.مطمئن باشید ایتالیایی رو یاد میگیرید.

یاد گیری هر زبان جدیدی نیاز به تمرین داره به خصوص ایتالیایی که منابع فراوانی در کشور ما نداره.

 

نظرات رو ببینید چون یک آدرس خیلی به درد بخورتوش نوشته شده.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 17:41  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

این مطلب از وبلاگ دوست عزیزم آقای کاوه گرفته شده.

و حالا آموزش گفتن ساعت به زبان ایتالیایی .

یک سوال:شباهتی بین گفتن ساعت در زبان ایتالیایی و گفتن ساعت در پیرمردها و پیر زن های ایرانی هست . اگر کسی بتونه اون رو بگه باور کنید یک هدیه باحال براش دارم.لطفا جوابتون رو ایمیل کنید.

 در پاسخ به سوالاتی مثل che ora è? یا che ora sono?  (ساعت چند است؟) میتوانیم پاسخهایی از این دست بدهیم :

 

1.00 = È l'una

2.00 = sono le due

3.05 = sono le tre e cinque

4.10 = sono le quattro e dieci

5.15 = sono le cinque e un quarto

6.20 = sono le sei e venti

7.30 = sono le sette e mezza

8.35 = sono le otto e trentacinque

9.40 = sono le dieci meno venti

10.45 = sono le undici meno un quarto

12.45 = è l'una meno un quarto

11.50 a.m.= sono le dodici meno dieci / è mezzogiorno meno dieci

11.55 p.m. = sono le dodici meno cinque / è mezzanotte meno cinque

12.00 a.m. = sono le dodici/ è mezzogiorno

12.00 p.m. = sono le dodici/ è mezzanotte

 

برای اینکه به راحتی بتوانید با نگاهی سریع ساعت را به ایتالیایی بگویید، میتوانید از شکل زیر استفاده کنید:

 

 

با دایره کوچک ساعت و با دایره بزرگ دقیقه را بگویید. مثلا برای گفتن ساعت «سه و پنج دقیقه» از دایره کوچک روی عدد سه جمله sono le tre و از دایره بزرگ روی یک e cinque را میخوانیم. جمله کامل به این شکل خواهد بود:

sono le tre e cinque.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 14:58  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

به نقل از برخی منابع(یعنی آقای کاوه که البته منبع اصلی جای دیگریست) آندره بوچلی به منظور رفع سوتفاهم پیش آمده بین اسلام و مسیحیت قراره بیاد به ایران و احتمالا در جزیره زیبای کیش و در کنار آبهای زیبای خلیج پارس برنامه اجرا کنه.

امیدوارم این داستان واقعی باشه و ما بوچلی رو در کیش (در ایران) ببینیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 13:46  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

سلام به دوستان عزیزم

من از گرمسار برگشتم و فردا درس جدید رو براتون میگم.

ترانه ‏Quanto t'ho Amato‏  از روبرتو بنینی رو دانلود کنید تا بدونید همیشه چرت و پرت نمیگه و عاشقانه هم داره.

از اینجا دانلود کنید

برای دیدن ترجمه این ترانه هم به وبلاگ ترانه های ایتالیایی نوشته کاوه مراجعه کنید.

(برای این که بفهمید کی این ترانه رو معرفی کرده به نظرات بخش پایین یعنی یک آهنگ ضد برلوسکونی نگاه کنید)

davvero....grazie a tutti amici italiani o persiani che vivono in italia e guardano mio blog

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/10ساعت 16:58  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

برای دریافت آهنگ روبرتو بنینی (Roberto benini)که علیه برلوسکونی خوانده بر روی لینک زیر کلیک کنید:

Quando.mp3

به این صفحه هم مراجعه کنید و شعر این آهنگ رو بخونید..... اینجا

(منبع : کاوه)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت 10:13  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دوستان احتمالا سيلويو برلوسكوني نخست وزير سابق ايتاليا رو ميشناسيد.

آقا دو روز پيش داشت سخنراني ميكرد يك دفعه دچار حالت بيهوشي شد! (كاشكي ميمرد)

اين آقا يك كسي هست با قدرتي بزرگ كه به نظر من بزرگترين GOD FATHERدر ایتالیاست.تفکرات امپرالیستی داره(یعنی قدرت باید در دست ثروتمندان باشه)و یک چیزی تو مایه های هاشمی رفسنجانی در ایران میمونه.من که حالم ازش به هم میخوره..احتمالا شما هم همینطوری هستید.

البته بايد بگم تنها دولت ايتاليا كه بعد از جنگ جهاني درست و درمون حكومت كرد و سقوط نكرد همين آخرين دولت برلوسكوني بود.(دولت قبليش بعد از ۷ ماه سقوط كرد)

در هر حال من خواستم نفرت خودم رو از اين آقا اعلام كنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/07ساعت 17:19  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/07ساعت 10:24  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

در این قسمت چند تا اصطلاح ایتالیایی که باید حفظ بشن و قاعده خاصی ندارن رو به شما میگم.

از عهده کاری بر آمدن:

me la cavo          ce la caviamo

te la cavi          ve la cavate 

se la cava          se la cavano

از عهده ...بر می آییم     از عهده ...بر می آیم

از عهده ...بر می آیید     از عهده ...بر می آیی

از عهده ...بر می آیند     از عهده ...بر می آید

خوش آمدن, دوست داشتن:

mi va          ci va

ti va          vi va

gli va          gli va

    (محترمانه) le va

خوشمان میاید          خوشم میاد

خوشتان میاد          خوشت میاد

خوش شان میاد          خوشش میاد

                               خوشتان میاد

برای منفی کردن مثل خوشم نمیاد و ... قبل از جملات بالا از NON استفاده میکنیم.

non mi va     خوشم نمیاد

چیزی به کسی اومدن(مثل لباس):

mi sta bene          ci sta bene

ti sta bene          vi sta bene

gli sta bene          gli sta bene

                         (محترمانه) le sta bene             

به ما میاید          بمن میاد

به شما میاد          به تو میاد

 به آنها میاد          به او میاد

                               به شما میاد     

برای منفی کردن قبل از جملات بالا از NON استفاده میکنیم.

          

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 14:40  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

دوستان عزیز شرمنده که چند روزیه از آموزش زبان خبری نیست من تا برگردم تهران دوباره درس رو شروع خواهیم کرد.

این رو گفتم فکر نکنید من دارم تنبلی میکنیم یا بی خیال آموزش شدم.

راستی معلق شدن فوتبالمون رو هم به باعث و بانیش تبریک میگم.

CNN ایتالیایی

کافه ایتالیایی در فلورانس

برای اونهایی که ایتالیا رو دوست دارند

دوستان راستی من آدم به شدت وطن پرستی هستم.این آدرسها رو که میدم و یا مطالبی رو که مینویسم به این علت هست که با موضوع وبلاگ هماهنگ باشه.

حالا فکر نکنید من خودم رو برای ایتالیا و ... میکشم هاااااااااا !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 12:24  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

ciao a tutti giovani persiani e italiani che vogliono vedere il mio(la mia) weblog

?perche' voglio insegnare l'italiano a altri

perche' sono uno studente d'italiano in iran-teheran e mi piace che parlo con tutti in italiano e persiano

VIVA IRAN.......

VIVA ITALIA.......

VIVA LA GENTE DI

IRAN ED ITALIA

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 16:48  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

این لوگو انیمیشن رو که گوشه بالا سمت چپ میبینید دوست عزیزم آقای امید زحمتش رو کشیدن.

البته این لوگو یک اشکال کوچیک براش پیش اومده که به زودی رفع میشه.

ممنونم از امید برای زحمتی که کشیده.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 16:24  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/03ساعت 11:46  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

 

qui e' un weblog per insegnare l'italiano a persiani(iraniani) grazie

این رو برای دوستان ایتالیایی نوشتم.نمیدونم این دوستان ایتالیایی از کجا به وبلاگ من میرسن !؟

خدا میدونه...شاید کسی شانسی این وبلاگ رو گیر آورده و داره برای من تبلیغ میکنه!

نکنه داره توی italia 1 یا دیگر شبکه ها تبلیغ میکنه!؟  ()

در هر حال دستش درد نکنه...خدا بهش خیر بده...

راستی من هنوز گرمسار هستم.چون کتاب همراهم نیست بهتره وقتی اومدم تهران بقیه درس رو براتون بگم.

ممنون که به ما هم سرکی میزنید.بخصوص از عزیزانم آقایان کاوه و امید تشکر میکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/01ساعت 17:35  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

من به صورت خصوصی زبان میخونم!

چون پول و وقت ندارم که برم مدرسه ایتالیایی و فرمانیه.

البته خصوصی چون سریع درس میدن بهتره.

Ciao Signori

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/01ساعت 9:53  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  |