تبليغاتX
ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

هر آنچه از ایتالیا و دو رو برش میدانیم و میخوانیم و میبینیم!

 L ITALIANO

 

زبان ايتاليايي يك زبان  neolatinoاست.درواقع جز گروه زبان هايي قرار دارد كه از لاتين مشتق مي شوند.امروزه حدود 75 ميليون نفر به اين زبان صحبت مي كنندو زبان رسمي ايتاليا ,واتيكان ,canto ticinoو جمهوري san marinoمحسوب مي شود.ايتاليايي همچنين در maltaو albania گسترش پيدا كرده و زبان فرهنگي مستعمره هاي پيشين خود(اتيوپي اريتره   سومالي)  نيز هست.  همين طور زبان دوم كشورهايي كه زماني مقصد مهاجران بي شمار ايتاليايي در اوايل قرن 20 و سالهاي 50 و 60 بوده مثل  آرژانتين آلمان  آمريكا استراليا نيز به حساب مي آيد.

Dal latino  al volgare

 

بهتر بگيم ايتاليايي از لاتين محاوره اي و عامي( latino volgare.) گرفته شده . latino volgareزبان روزمره اي مردم در دوران امپراطوري رم بوده  و تفاوتش با latino ufficiale در اين بود كه دومي براي آثار هنري و ادبي  و تدريس در مدارس استفاده مي شد.

در حالي كه خيلي در نگهداري latino ufficiale سعي مي شد اما volgare در طول قرن ها تغييرات زيادي رو متحمل ميشه  و زمينه اي مي شود براي تولد زبان هاي ديگري كه هنوز در اروپا صحبت مي شود مثل فرانسوي  اسپانيايي پرتغالي  رومانيايي  و ايتاليايي .

 

Il lessico dell italiano

 

منبع اصلي لغات ايتاليايي لاتين است اما به دليل تماس با خارجي ها و زبان آنها و يا  تهاجمات زيادي كه به اين كشور مي شه  دامنه كلمات اين زبان  وسيع تر مي شه .

به عنوان مثال  زبان هاي  longobardi, termini goticiفرانسوي تاثير به سزايي داشتند. اما نكته جالبي كه وجود داره اين كه زبان عربي غير از فارسي تونسته بر ايتالياي هم تاثير شگرفي داشته باشه

 

لغاتي مثل:

Azzuro (lazuward)

Arancia (narang)

Limone(laimun)

Caffe(qahwa)

يا لغات مهم تري مثل:

Algebra(algiabr)

Alchimia(al-kimia)

Almanacco(al-manakh)

 

اما اين هجوم لغات جديد هنوز نيز ادامه دارد اما اين دفعه اززبان انگليسي كه باعث نگراني زبانشناسان ايتاليايي شده .كه روز به روز هم در حال افزايش است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت 22:45  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

با درود

دوستان من ساعت ۲۳:۵۳ دقیقه ی امشب زادروز این وبلاگ کوچکترین در میان وبلاگهای پیرامون ایتالیا بود...

با اینکه میدونم آنچنان که باید و شاید وبلاگ پر و پیمونی نبوده ولی شادم از اینکه کمی مفید بودم!

از دوستانم که پشتیبان من بودم سپاس گذارم...

بویژه از کاوه و امید نازنین و از دیگر دوستانم اکبر + پیروز + لی لا + محمد + رضا + سحر + حامد + پریسای کوچک + سپیده و ................... .

و یک سپاس گذاری ویژه از همکار نازنین و دوست داشتنی خودم نفیسه جان که با اومدنش دست کم دست کم و باز هم دست کم جانی دوباره به این وبلاگ کوچک داد.

امیدوارم همگی پیروز باشید +خودم!

راستی همتون رو دوست دارم...این رو از طبقه ی آخر قلبم بهتون میگم(براتون مینویسم)......

باور کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 23:59  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

كليساي شهركي در"پادرنو" درحومه شهر"تره ويزو" واقع درشمال ايتاليا روزهاي جمعه تبديل به مسجدي براي مسلمانان مي‌شود.

روزنامه ايتاليايي" كوريره دلاسرا " روز شنبه با درج اين خبر نوشت : " آلدو دانيلي " كشيش كليساي " سانتا ماريا اسونتا " روزهاي جمعه اين كليسا را تبديل به مسجد براي مسلمانان مي‌كند.

وي گفت: براي من همه فرزندان خدا هستند. چه معني دارد كه‌ از گفت و گو صحبت كنيم ، اما بعد درها را بر روي مسلمانان ببنديم ؟

به گزارش ایرنا، كشيش ‪ ۷۰‬ساله‌ ايتاليايي در واكنش به‌ا نتقادات آنهايي كه وي را طرفدار مسلمانان مي‌نامند گفت : آيا پاپ ژان پل دوم نبود كه مسلمانان را برادر مي‌خواند ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 14:13  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

روز دوشنبه تاریخ ۲۱ آبان قرار برای اولین بار در ایران همایش زبان ایتالیایی در دانشگاه آزاد اسلامی (دانشکده خودم)برگزار شه. این همایش از ساعت ۸ صبح شروع می شه و تا ۴ بعد ظهر ادامه داره.  در این مراسم سفیر ایتالیا و تمام کسانی که یه جورایی به زبان ایتالیای مربوطند حضور دارند.چنانچه علاقمند هستید می تونین به این آدرس تشریف بیارین:

خیابان شریعتی نرسیده به میدان قدس کوچه ی موسیوند دانشکده ی شماره ی ۱ زبان های خارجی.شاید اونجا منم دیدین

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 21:10  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

يك چهارم ‌از كارمندان شهرداري‌ها و مناطق شهرداري در رم پايتخت ايتاليا هر روز کار رو می پیچانند.

روزنامه ايتاليايي " لارپوبليكا" روز چهارشنبه بادرج اين مطلب نوشت :
براساس داده‌هاي سيستم انفورماتيك شهرداري مركزي رم ، حدود ‪ ۶‬تا ‪ ۷‬هزار كارمند رسمي شهرداري‌ها در اين شهر در زمان کار در شهرداری بجای کار کردن در محل خدمت به همشهریان رمی ولگردی یا کار دیگری میکنند. 

اين سيستم انفورماتيكي كه حضور و غياب ‪ ۲۴‬هزاركارمند خود را در تمام مناطق رم كنترل مي‌كند اعلام كرد كه روزانه ‪ ۲۵‬درصد ازكل كارمندان پیچ بازی در میاورند.

اين كارمندان علاوه بر ‪ ۴‬هفته مرخصي ، از يك ماه ( ‪ ۳۲/۵‬روز ) در سال براي بيماري ، مرخصي سنديكايي و مسايل خانوادگي استفاده مي‌كنند و عملا هر روز يك چهارم كارمندان ناپدید هستند.

اين مساله باعث شده تا در بسياري از مناطق شهرداري در رم به‌علت نبودن كارمندان حتي تعطيل شوند.

جمعه گذشته درمنطقه دوم شهرداري رم دربخش ثبت احوال از ‪ ۶‬نفر كارمند، پنج نفر دو دره کرده بودند كه خود باعث بوجود آمدن صف طولاني و تعطيلي آن شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 22:32  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

EUGENIO MONTALE

 در سال1896 در" جنوا" متولد مي شه و دوران كودكي خودشو تو همون شهر مي گذرونه.در طي جنگ جهاني دوم براي خدمت اعزام ميشه اما خيلي زود تونست از ارتش بيرون بياد و  بعد براي مدت كوتاهي  به فلورانس رفت و در يك بنگاه انتشاراتي  شروع به كار كرد. در همان سال با شاعران معروف ديگر از جمله سابا اشنا شد و فعاليت حرفه اي خودشو از همان سال شروع كرد.در سال 1929-1938 مديريت  موسسه عامي  و ادبي "ويوسو"را به عهده مي گيره اما بعد به علل سياسي از كار  كناره مي گيره . در كل او آدم بسيار حساسي بوده  وحتي بعضي ها هم مي گن كه خيلي هم گوشه گير بوده به همين دليل در تمامي اشعار اون يه نوع نا اميدي و سردي حس مي كنين.

او نسبت به شرايط معاصر خودش هم خيلي ناراضي بوده و هيشه اونو تو اشعارش انعكاس داده.در سال 1948 به بعد در روزنامه نگاري در "كريره دلا سرا"مشغول مي شه .1962 به دريافت جايزه از اكادمي نيچه نايل مي شه و پنج سال بعد براي تمام عمر  سناتور افتخاري بر گزيده مي شه  و بعد به رياست  بزرگترين روزنامه ي ايتاليا در مياد . و سر انجام در در زادگاهش فوت مي كنه.

 

آثار مهم او:

1-استخوان هاي ماهي مركب

2-فرصتها

3-كولاك وجز ان

4-ساتورا

5-كسنيا

 

 

EPIGRAMMA

 

Sbarbaro ,estroso  fanciullo ,piega versi colori

 

Carte e ne trae navicelle che affida alla  fanghglia

 

Mobile  d  un rigagno ;vedile andarsene fuori.

 

Sii  preveggente  per lui ,tu galantuomo che passi:

 

Col tuo bastone raggiungi la delicata flottiglia ,che non si perda ;guidala a un  porticello di sassi .

 

 

 

 

سرلوحه

 

"از بار بارو " كودك خيال پرداز

كاغذ هاي رنگارنگ را تا مي كند  و زورقهاي كوچك مي سازد

و به اب گل الود مي سپارد:آب گل الودي كه از ريزش جويي خرد ممتوج است

بنگر كه زورقها چگونه  از مسير بيرون مي افتند.

اي نيكمرد رهگذر ! تو اين كودك را مراقب باش و نوك عصاي  خود را به ناوگان ضريفش آشنا كن

وآنها را به سوي بندري از پاره سنگي كوچك رهنمون شو تا گم نشوند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 19:47  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

 

!Hello Yahoo

حتما شما میدونید که داستان چیه!؟

پس مهربانی نمایید و روش کلیک کنید تا اینبار هم حال آدم بدا رو بگیریم!

راستی اگر خودتون توی وبلاگتون هم لینک helloyahoo.net رو بگذارید خیلی کار + انجام دادین.ciao

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 19:55  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

من خیلی زشت و بدشکل بودم,بنابراین مادرم انواع جادوگران نفرت انگیز را برایم می آورد که کاری بکنند.او سالها مرا وادار به خوردن داروهای ترسناک می کرد.زمانی که پس از خوردن آن چیزها حسابی مریض شدم,کشیشی به خانه ی ما آمد؛یک کشیش بلند قد.او به مادرم گفت: ((این پسر با من به مدرسه ی کشیشها می آید. من از او کشیشی خوب میسازم)).دوازده سال داشتم که به یک مدرسه ی عالی درفلورانس رفتم.در سال ۱۹۶۴ سیل بزرگی در فلورانس جاری شد.من آن صحنه را به خاطر دارم.آن همه آب و ضجه ی مردم مانند یکی از فیلمهای ((فلینی)) بود.من از این لحظه ی آزادی فرار کردم و از آنجا به سمت خانه فرار کردم.

در نزدیکی های ما سیرک کوچکی به نام ((درولین)) وجود داشت که من پول کافی برای دیدنش نداشتم اما هر شب دزدکی میرفتم تو و شعبده بازها,دلقکها و حیوانات را میدیدم.سیرک کوچکی بود؛تنها یک شیر داشت.شعبده باز به من گفت که میتوانم هر شب سیرک را رایگان تماشا کنم.او به مادرم گفت که: ((من به این پسر به عنوان دستیار نیاز دارم)).من خیلی خوشحال بودم.البته مادرم هم خیلی خوشحال بود چون یک نانخور کمتر میشد؛((برو روبرتینو,بای بای)),اوگفت: ((برو)).من خیلی خوشحال بودم.هر شب به سیرک میرفتم و ادای هیپنوتیزم شده ها را در می آوردم.مثلا شعبده باز به من میگفت: ((تو در بیابانی,در صحرا,هوا خیلی گرم است)).و من شروع میکردم به در آوردن لباسهایم و تا به زیرپوش میرسیدم او میگفت: ((آه,تو در قطب شمال هستی)) و من دوباره لباسهایم را میپوشیدم.خیلی احمقانه بود ولی مردم آنرا دوست داشتند.آتش بازی هم داشتیم.با پودر و کرم مخصوصی میتوانستم آتش را در دست بگیرم بدون آنکه احساس سوزش کنم.اما یک بار که این کار درست انجام نشد,دستانم واقعا سوخت و من بار دیگر فرار کردم؛اولین بار بخاطر آب و بار دوم بخاطر آتش.

یک روز کارگردانی از رم آمد و به من پیشنهاد داد که در یک تاتر زیرزمینی کار کنم.اوایل ۱۹۷۰ بود.من رفتم و شما میدانید که آن لحظه ی شگفت انگیزی بود.ما ((هملت)) شکسپیر را خیلی مسخره اجرا کردیم مثلا نقش((اوفیلیا)) توسط یک اردک اجرا میشد یا ((رومئو)) یک بطری بود,اما مردم حال میکردند؛خب,تقصیر خودشان بود!

بعد با جوزپه برتولوچی آشنا شدم.من تمام داستانهای دهکده ی کوچکمان را برایش تعریف کردم.ما شروع به ساخت یک فیلم بنام ((برلینگوار دوستت دارم)) کردیم.این نخستین فیلم من بود.

تولدت مبارک روبرتو خوب..! ۵ آبان - ۲۷ اکتبر ۱۹۵۲

گرفته شده از هفته نامه ی همشهری جوان

 

Informazione     Information      ببینیدش

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 0:27  به دست سینا قاسمی sina ghassemi  | 

قابل توجه دوستاران اپرا اونم از نوع ایتالیایی:

اپرای مکبث اثر giuseppe verdiبا نمايش عروسكي به كارگرداني بهروز غريب پور در تالار فردوسي  از خرداد ماه در حال اجراست.اپراي فوق العاده اي است.من كه لذت بردم.شما هم حتما بريد،چون ممكن دير شه و مجبور شين براي اجراي بعديشون به رم بريد.براي ما كه داريم ايتاليايي ياد مي گيريم فوق العاده است.اينم سايت مربوطه:www.macbeth.ir.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/04ساعت 16:57  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

قابل توجه دوستان علاقمند به زبان ایتالیایی:

این هفته در تمام دنیا هفته زبان ایتالیایی است .امسال هم مثل هر سال مدرسه ی ایتالیا (pietro della valle) میزبان این مراسم در تهران است.موضوع امسال در باره ی دریا است.مثلا روز اول در مورد  نیروی دریایی ارتش صحبت کردند.امروز و فردا هم می خوان درباره ی ادبیات ایتالیا صحبت کنند.

مراسم بدی نیست ،خوب اگه بیان.کلا چهار روز برگزار می شه که تا فردا ادامه داره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 13:54  به دست نفیسه-Nafisseh  |