تبليغاتX
ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...

هر آنچه از ایتالیا و دو رو برش میدانیم و میخوانیم و میبینیم!

سلام به همگي. ببخشيد كه يه مدت طولاني نتونستم بيام(آخه اين امتحانا خيلي طول كشيد)

در هر صورت اميدوارم از پست اين دفعه خوششتون بياد.

 

اين دفعه فكر كردم كه يكي از داستان ACHILE CAMPANILEبراتون ترجمه كنم.اين نويسنده ي ايتاليايي در نوشتن داستان هاي كوتاه RACCONTO.... يا شهرت خاصي داره.نثر ساده از ويژگيهاي حكايت هاي اوست.به همين علت مطالعه ي  كتاب هاي او را به زبان آموزان ايتاليايي توصيه ميكنم.

 

 

 

IL BICCHIERE INFRANGIBILE:

 

Io e teresa,voi io sapete ,siamo due tipi economi.Non avari,no,questo no.Ma ci piace non sperperare.Invece Marcello e’ tutt’altro tipo e non si direbbe mai nostro figlio,per quell che riguarda i bicchieri.E’capace di prender un bicchiere e lasciarlo cadere tranqullamente in terra.Proprio non fa nessun  conto del denaro che costano.Forse col tempo si correggera’.Ma per ora –ha tre anni-i bicchieri immagina che servano unicamente per essere rotti.Abbiamo provato a dargli un bicchiere d’argente,ma non ha voluto saperne.Non beve se non ha un bicchiere come i nostril.E noi non possiamo bere tuti in bicchieri d’argento.Allora, dopo che egli ebbe rotto un intero servizio e che mia moglie ne ebbe comprato  un altro per dodici,io ho avuto un idea geniale:prender per Marcello un bicchiere infrangibile.La cosa non e’stata facile,perche’ occorreva un bicchiere come i nostril,altrimenti Marcello non beve.Ma dopo molte ricerche ho potuto trovarlo.L’ho portato a casa e ho fatto riusciti esperimenti davanti a familiari,prima di dir loro che era un bicchiere infrangibile.

ليوان نشكن:

شما مي دانيد كه من و ترزا آدمهاي مقتصدي هستيم.خسيس نيستيم نه اين نه.ولي دوست نداريم اصراف كنيم.برعكس مارچاو لااقل تا آنجا كه مربوط به ليوانها مي شود كاملا طور ديگري است و اصلا نمي خورد كه پسر ما باشد.مي تواند يك ليوان را بردارد و به راحتي بگذارد كه بر زمين بيفتد.اصلا فكر پولي را كه صرف آن شده است را نميكند.شايد با گذشت زمان درست شود ولي حالا كه سه سال دارد فكر مي كند ليوانها فقط به درد شكستن مي خورند.سعي كرديم يك ليوان نقره اي به او بدهيم ولي حتي حاضر نشد امتحانش كند.تا يك ليوان مثل ليوانهاي ما نداشته باشد چيزي نمي نوشد و ما هم كه نمي توانيم همگي از ليوان هاي نقره اي استفاده كنيم.بنابراين بعد از اينكه او يك دست كامل ليوانها را شكست و همسرم يك دست دوازده تايي ديگر خريد فكر بكري به سرم زد كه براي مارچلو يك ليوان نشكن بخريم.كار ساده اي نبود زيرا مي بايست ليواني درست مثل ليوان هاي ما مي بود در غير اين صورت مارچلو چيزي نمي نوشيد.ولي بعد از جستجوي زياد توانستم يكي پيدا كنم.آن را به خانه بردم و جلوي چشم خانواده ام قبل از اينكه بگويم نشكن است حسابي امتحانش كردم.

Osservo di passaggio che il primo esperimento mi ha valso un litigio con mia moglie che credeva mi fossi messo a giocare a palla con un commune bicchiere del servizio buono.Invece  Marcello s’era divertito un mondo all’esperimento e in giornata ,prima che qualcuno potesse impedirglielo,capitatogli a tiro un bicchiere del servizio buono,egli che ignorava ch’io avevo operato con un bicchiere speciale,l’ha scaraventato a terra.Ma questo non c’entra ,sebbene abbia ridotto il numero dei bicchiei da docici a undici.insomma tutto e’a nadato liscio,fino al giorno dopo.Fino a quando ,cioe’,la donna di servizio non e’ venuta a chiamarmi dicendo:

“Debbo apparecchiare la tavola.per favore ,quale e’ il bicchiere infrangibile?”.

 

بگذريم كه اولين امتحان من به قيمت يك دعواي حسابي با همسرم تمام شد كه فكر مي كرد با يكي از ليوانهاي بهترين سرويسش توپ بازي مي كنم.برعكس مارچلو كلي با اين آزمايش كيف كرد و او كه نمي دانست من با يك ليوان مخصوص اين كار را كرده ام همان روز قبل از اينكه كسي بتواند مانعش شود يكي از ليوان هاي همان سرويس با لرزش را پرتاپ كردو به زمين انداخت و تعداد ليوانها از دوازده تا به يازده تا كاهش پيدا كرد كه البته زياد هم مهم نيست.خلاصه تا روز بعد همه چيز خوب پيش رفت.يعني تا وقتي كه زن خدمتكار نيامده بود و صدايم نكرده بود كه بگويد:"بايد ميزرا بچينم لطفا بگوييد اين ليوان نشكن كدام است؟"

ادامه ی داستان در قسمت های بعدی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 22:42  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

 

يه چند وقتيبه  بحث  مهاجرت در ايتاليا خيلي علاقمند  شدم و اين دفعه هم در ادامه پست قبلي مي خوام در مورد مهاجرت خود ايتاليايي ها بگم.

 

EMIGRAZIONE   ITALIANA:

در اواخر قرن 19 ميلادي مهاجرت از ايتاليا به جريان مي افته و بيش از پنچ ميليون نفر كشور رو به قصد كار در خارج ترك مي كنند.آمريكاي شمالي جنوبي  اروپا استراليا  مقصد هاي اصلي انها بوده.قسمت عمده كساني كه كشور رو ترك كردند كارگرهاي اهل جنوب بودند كه بعد از يه دوره اقامت كوتاه يا طولاني به وطن بر ميگشتند.

آنها تنها و بدون خانواده مهاجرت مي كردند  و شايد بعد از چندين سال با سرمايه نسبتا خوبي كه در خارج جمع كرده بودند به خانه  بر مي گشتند و بعضي ديگر هم خانواده را براي زندگي در كشور جديد دعوت مي كردند.

اولين مهاجرين كارگراني بودند از.veneto  piemonte  liguria toscana.اغلب مهاجران سعي مي كردند به محض اينكه بتونند به ايتاليا بر گردند  و با پولي كه جع كرده بودند يه كار كاسبي در شهر خودشون راه بياندازند.

بيشتر آنها به آمريكاي لاتين مهاجرت مي كردند جايي كه يه عنوان كارگران صنعتي ويا كارگران معدن و يا كشاورز مشغول به كارمي شدند.شرايط اقتصادي ايتاليا در ان دوران در بحران به سر مي برد و كشاورزان به محض تمام شدن فصل تابستان و زراعت كشور را به مقصد  آمريكاي جنوبي براي  دوره ا ي  از ottobre a dicembreترك مي كردندودوباره به كشاورزي مشغول مي شدندو تا تابستان سال بعدي براي برگشت به ايتاليا در انتظار به سر مي بردند.

در اوايل قرن 20 و تا شروع جنگ جهاني اول شكل مهاجرت ايتاليايي ها تغيير پيدا ميكنه و اين بار مردان تنها سفر نمي كنند بلكه به همراه خانواده كشور را براي هميشه ترك مي كنند.تقريبا نيم ميليون نفر در هر سال.

كشور هاي مثل آرژانتين برزيل آمريكا ميزبانان ايتاليايي ها بودندوهيچ محدوديتي براي مهاجرت انها وجود نداشت تا اينكه اين پديده به بالاترين حد خودش رسيد و در وقفه اي كه در جنگ جهاني اول رخ داد آمريكا براي اولين بار قوانين رو براي مهجرت وضع كرد

بدين ترتيب در طول حكومت فاشيزم به دليل قوانين سخت مهاجرت ها كاهش پيدا ميكنه.و به دنبال آن درطول جنگ جهاني دوم به دليل درگيريها در اروپا مهاجرت به كشور هاي اروپايي هم كاهش پيدا ميكنه.

اما باز هم مثل اينكه اين ايتاليايي ها دست از مهاجرت بر نمي دارن واين دفعه رو به مهاجرت هاي داخلي ميارند

ميليون هاايتاليايي به شهر هاي شمالي صنعتي نقل مكان مي كنند و روز به روز اين آمار به دليل تفاوت هاي زياد بين شمال و جنوب در حال افزايش است.مهاجرين ايتاليايي

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت 22:41  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

 

ايتاليا در عرض 40 سال از يك كشوري كه متقاضيان زيادي براي مهاجرت به خارج داشت به يك كشور مهاجر پذير تبديل شد.آخرين موج مهاجرت از ايتاليا در اواخر دهه ي 60 به پايان ميرسه .اما امروز بعد از كمتر از چهل سال ايتاليا نزديك به 4 ميليون مهاجر قانوني داره.اما اين تعداد فقط مربوط به مهاجرين قانوني ميشه و پر واضح كه رقم اصلي خيلي بيشتر است.كه اين امر باعث غافلگيري دولتمردان ايتاليايي شده.

خيلي جالب كه اين آمار گيري از طرف يه موسسه ي غير دولتي انجام شده و در واقع سهل انگاري سياستمداران ايتاليايي را نشون مي ده.موسسه ي Conferenza Episcopale Italiana(سازمان اسقف هاي كاتوليك ايتاليا)مهاجرين ايتاليايي

 

 

اعلام كرد كه در حال حاضر حدود 6 درصد جمعيت ايتاليا را مهاجرين تشكيل مي دهندكه اين رقم در ده سال ديگر دوبرابر خواهد شد.نيمي از مهاجرين از كشور هاي اروپايي 20%از آفريقا و 20%از آسيا و 10%از آمريكا هستند.و از بيش از نصفي از اين تعداد در شمال ايتاليا و حدود 10%در جنوب زندگي مي كنند.

اما اين مهاجرت ها زياد هم به ضرر دولت  تموم نشده  و اين افراد به رشد جمعيت ايتاليا كمك به سزايي كردند.

از طرف ديگه آنها ناچارند مشاغلي  را كه  خود ايتاليايي ها ديگه انجام نمي دهند بپذيرندمثل كشاورزي  كارهاي ساختماني كار در رستوران هتل ويا نگهداري از افراد معلول و مسن و حتي گاهي هم مجبورند براي گذران زندگي دست به كارهاي غير قانوني از جمله  عضويت در گروه هاي مافيايي  و پخش مواد مخدر بزنند كه  در اين رابطه  مراكشي ها  مقام اول را دارند.

در انجا رابطه ي بين مردم و مهاجرين هم جالب است.حدود 40%مردم بر اين باورتد كه خارجي ها بيشتر در فعاليت هاي غير قانوني دست دارند  و باعث نا امني در ايتاليا مي شوند.در حالي كه طبق آمار اين موسسه فقط 10% به اين صورت هستند.يا ايتاليايي ها خانه هاي خودشون رو به خارجي ها اجاره نمي دهند و فققط 15%اين افراد مالك خانه هستند و بقيه درآمد خود شونو به كشور مبدا مي فرستند.

اما اين تبعيض  ها فقط توسط مردم انجام نمي شه .در سال 2005 دولت اعلام كرد به خانواده هايي كه  بچه داربشوند  مبلغي به عنوان هديه به آنها تعلق مي گيردكه اين امر شامل مهاجرين نمي شد.

اما به هر حال اين اميد وجود داره كه در آينده شرايط بهتر بشود(اما به نظر من اين فقط يك رويا است)به سوي ايتاليا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 0:27  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

 L ITALIANO

 

زبان ايتاليايي يك زبان  neolatinoاست.درواقع جز گروه زبان هايي قرار دارد كه از لاتين مشتق مي شوند.امروزه حدود 75 ميليون نفر به اين زبان صحبت مي كنندو زبان رسمي ايتاليا ,واتيكان ,canto ticinoو جمهوري san marinoمحسوب مي شود.ايتاليايي همچنين در maltaو albania گسترش پيدا كرده و زبان فرهنگي مستعمره هاي پيشين خود(اتيوپي اريتره   سومالي)  نيز هست.  همين طور زبان دوم كشورهايي كه زماني مقصد مهاجران بي شمار ايتاليايي در اوايل قرن 20 و سالهاي 50 و 60 بوده مثل  آرژانتين آلمان  آمريكا استراليا نيز به حساب مي آيد.

Dal latino  al volgare

 

بهتر بگيم ايتاليايي از لاتين محاوره اي و عامي( latino volgare.) گرفته شده . latino volgareزبان روزمره اي مردم در دوران امپراطوري رم بوده  و تفاوتش با latino ufficiale در اين بود كه دومي براي آثار هنري و ادبي  و تدريس در مدارس استفاده مي شد.

در حالي كه خيلي در نگهداري latino ufficiale سعي مي شد اما volgare در طول قرن ها تغييرات زيادي رو متحمل ميشه  و زمينه اي مي شود براي تولد زبان هاي ديگري كه هنوز در اروپا صحبت مي شود مثل فرانسوي  اسپانيايي پرتغالي  رومانيايي  و ايتاليايي .

 

Il lessico dell italiano

 

منبع اصلي لغات ايتاليايي لاتين است اما به دليل تماس با خارجي ها و زبان آنها و يا  تهاجمات زيادي كه به اين كشور مي شه  دامنه كلمات اين زبان  وسيع تر مي شه .

به عنوان مثال  زبان هاي  longobardi, termini goticiفرانسوي تاثير به سزايي داشتند. اما نكته جالبي كه وجود داره اين كه زبان عربي غير از فارسي تونسته بر ايتالياي هم تاثير شگرفي داشته باشه

 

لغاتي مثل:

Azzuro (lazuward)

Arancia (narang)

Limone(laimun)

Caffe(qahwa)

يا لغات مهم تري مثل:

Algebra(algiabr)

Alchimia(al-kimia)

Almanacco(al-manakh)

 

اما اين هجوم لغات جديد هنوز نيز ادامه دارد اما اين دفعه اززبان انگليسي كه باعث نگراني زبانشناسان ايتاليايي شده .كه روز به روز هم در حال افزايش است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت 22:45  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

روز دوشنبه تاریخ ۲۱ آبان قرار برای اولین بار در ایران همایش زبان ایتالیایی در دانشگاه آزاد اسلامی (دانشکده خودم)برگزار شه. این همایش از ساعت ۸ صبح شروع می شه و تا ۴ بعد ظهر ادامه داره.  در این مراسم سفیر ایتالیا و تمام کسانی که یه جورایی به زبان ایتالیای مربوطند حضور دارند.چنانچه علاقمند هستید می تونین به این آدرس تشریف بیارین:

خیابان شریعتی نرسیده به میدان قدس کوچه ی موسیوند دانشکده ی شماره ی ۱ زبان های خارجی.شاید اونجا منم دیدین

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 21:10  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

EUGENIO MONTALE

 در سال1896 در" جنوا" متولد مي شه و دوران كودكي خودشو تو همون شهر مي گذرونه.در طي جنگ جهاني دوم براي خدمت اعزام ميشه اما خيلي زود تونست از ارتش بيرون بياد و  بعد براي مدت كوتاهي  به فلورانس رفت و در يك بنگاه انتشاراتي  شروع به كار كرد. در همان سال با شاعران معروف ديگر از جمله سابا اشنا شد و فعاليت حرفه اي خودشو از همان سال شروع كرد.در سال 1929-1938 مديريت  موسسه عامي  و ادبي "ويوسو"را به عهده مي گيره اما بعد به علل سياسي از كار  كناره مي گيره . در كل او آدم بسيار حساسي بوده  وحتي بعضي ها هم مي گن كه خيلي هم گوشه گير بوده به همين دليل در تمامي اشعار اون يه نوع نا اميدي و سردي حس مي كنين.

او نسبت به شرايط معاصر خودش هم خيلي ناراضي بوده و هيشه اونو تو اشعارش انعكاس داده.در سال 1948 به بعد در روزنامه نگاري در "كريره دلا سرا"مشغول مي شه .1962 به دريافت جايزه از اكادمي نيچه نايل مي شه و پنج سال بعد براي تمام عمر  سناتور افتخاري بر گزيده مي شه  و بعد به رياست  بزرگترين روزنامه ي ايتاليا در مياد . و سر انجام در در زادگاهش فوت مي كنه.

 

آثار مهم او:

1-استخوان هاي ماهي مركب

2-فرصتها

3-كولاك وجز ان

4-ساتورا

5-كسنيا

 

 

EPIGRAMMA

 

Sbarbaro ,estroso  fanciullo ,piega versi colori

 

Carte e ne trae navicelle che affida alla  fanghglia

 

Mobile  d  un rigagno ;vedile andarsene fuori.

 

Sii  preveggente  per lui ,tu galantuomo che passi:

 

Col tuo bastone raggiungi la delicata flottiglia ,che non si perda ;guidala a un  porticello di sassi .

 

 

 

 

سرلوحه

 

"از بار بارو " كودك خيال پرداز

كاغذ هاي رنگارنگ را تا مي كند  و زورقهاي كوچك مي سازد

و به اب گل الود مي سپارد:آب گل الودي كه از ريزش جويي خرد ممتوج است

بنگر كه زورقها چگونه  از مسير بيرون مي افتند.

اي نيكمرد رهگذر ! تو اين كودك را مراقب باش و نوك عصاي  خود را به ناوگان ضريفش آشنا كن

وآنها را به سوي بندري از پاره سنگي كوچك رهنمون شو تا گم نشوند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 19:47  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

قابل توجه دوستاران اپرا اونم از نوع ایتالیایی:

اپرای مکبث اثر giuseppe verdiبا نمايش عروسكي به كارگرداني بهروز غريب پور در تالار فردوسي  از خرداد ماه در حال اجراست.اپراي فوق العاده اي است.من كه لذت بردم.شما هم حتما بريد،چون ممكن دير شه و مجبور شين براي اجراي بعديشون به رم بريد.براي ما كه داريم ايتاليايي ياد مي گيريم فوق العاده است.اينم سايت مربوطه:www.macbeth.ir.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/04ساعت 16:57  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

قابل توجه دوستان علاقمند به زبان ایتالیایی:

این هفته در تمام دنیا هفته زبان ایتالیایی است .امسال هم مثل هر سال مدرسه ی ایتالیا (pietro della valle) میزبان این مراسم در تهران است.موضوع امسال در باره ی دریا است.مثلا روز اول در مورد  نیروی دریایی ارتش صحبت کردند.امروز و فردا هم می خوان درباره ی ادبیات ایتالیا صحبت کنند.

مراسم بدی نیست ،خوب اگه بیان.کلا چهار روز برگزار می شه که تا فردا ادامه داره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 13:54  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

la mitologia della pizza 

اصلا  مي دونيد اين پيتزاي خوشمزه اي كه اين همه تو دنيا به خصوص ايران خودمون طرفدار  داره،تاريخچش چيه؟يا فقط ترجيح مي ديد در عرض يك دقيقه نوش جان كنيد

تاريخچه ي پيتزا بر مي گرده به دوره ي باستان.البته افسانش مربوط مي شه به دوره اي كه واسه هر چيزي خدايي داشتن.داستان از اين قرار كه:

يه روزي خداي اتشفشان (VULCANO) كه كارگاه آهنگريشو ازETNAبه VESUVIO  برده بود،كارش رو زود تموم مي كنه و با صداي بلند همسرشو VENERE(يا همون ونوس ما) رو صدا مي كنه و مي پرسه براي شام  چي آماده كرده؟VENERE كه با يكي از معشوقاش صبح رو گذرونده بود و يادش رفته بود غذا رو اماده كنه مي ترسه و سريع يه تكه خمير  روي سنگ داغ مي پزه و اونو با شير تر مي كنه و براي تزئينش  چند تا توت  و سبزيجات معطر روش مي ريزه.و اينجوري مي شه كه اولين پيتزا درست ميشه.

البته اين فقط يه افسانه است.ولي در دوره ي روم باستان،رومي ها گندم را به  يه غلات مهم تبديل كردند.اونها با استفاده از گندم كلوچه هايي باريك(FOCACCE) و گردي درست مي كردن و از اون به عنوان بشقاب براي سرو گوشت با سس استفاده مي كردند.

La palora pizza

لغت pizza در واقع از لغت pinsere  در لاتين به معناي كوبيدن و اسياب كردن گرفته شده كه اسم مفعول اون ‌pinsa  مي شه  .منظور كوفتن خمير يا همون pasta.

بعده ها در دوره ي رنسانس  براي خوشمزه تر كردن نونشون از تخم مرغ و كره و شكر استفاده مي كردن و به قطر يه انگشت خمير ها رو مي پختند.و بعدن  روش براي معطر شدنش از سبزي جات معطر استفاده مي  كردن.اين طوري شده كه پيتزا كم كم درست شد.حدود 300 سال بعد ملكه ي استرالياmarghiritaبراي تفريح به ناپل مي ره. يه روز كه داشته تو خيابون هاي ناپل قدم مي زده  احساس گرسنگي مي كنه و مي پرسه چيزي براي خوردن مي تونه پيدا كنه.مردم كه در اون زمان خيلي فقير بودن و تقريبا جز نون و پنير چيزي براي خوردن نداشتند نمي دونستند چه چيزي مي تونند به ملكه بدن.كه بالاخره يه پسر جوان به ذهنش مي رسه و با mazzollra  basilica  وگوجه فرنگي  يه پيتزاي خوشمزه درست مي كنه.كه بعد از اون ماجرا اسم اون  pizza marghirita مي شه.بعضي ها هم مي گن اين پيتزا سمبل ايتاليا است چون هر سه رنگ پرچم ايتاليا را داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/19ساعت 13:35  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

راستي يادم رفت بگم.شما ميتونيد زبانتونو از همين راه تقويت كنيد.يعني حتما لازم نيست كه خود اموز يا كتاب هاي درسي را فقط مطالعه كنيد.مي تونين با خوندن همين داستان ها و شعر هاي  كوتاه كلي لغت جديد ياد بگيريد.همين اقاي saba كتاباشون واسه ما خارجي ها عاليه.چون نوشته هاي فوق العاده روان و ساده اي دارند.

بهتون پيشنهاد مي كنم حداقل يه بار امتحان كنين

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/09ساعت 16:30  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

قرار شده بود که این دفعه سه تا از بهترین شعراشونو براتون بیارم. اما دیدم بد نیست که کمی هم از بيوگرافيشون بدونيد

 

UMBERTO SABA     

درسال۱۸۸۳ از مادري يهودي و پدري مسيحي در تري يست متولد ميشه.اما پدرش قبل از به دنيا امدن اومبرتو خانوادشو ترك ميكنه.در سال۱۸۹۹ در رشته ي تجارت فارغ التحصيل ميشه.و بعد براي مدتي  در فرانسه زندگي مي كنه.در سال ۱۹۰۹ به زادگاهش بر مي گرده و ازدواج مي كنه و قسمت عمده ي داستان هاي خودشو در اين سال مينويسه.از جمله:.CASA E CAMPAGNATRIESTE E UNA DONNA خصوصيتي كه شعر هاي او داره اينكه مي توني تمام  زندگي خصوصي وكاريش را تو شعراش ببيني.سال۱۹۵۳ موفق به گرفتن دكتراي افتخاري از رم ميشه.و بالاخره در سال ۱۹۵۷ در شهر"گوريتزيا"فوت مي كنه.از كتاب هاي معروفش :

۱-اشعار    

۲-با چشمان خويش

۳-نوميذي بي اضطراب

۴-خار عاشقي

۵-مديترانه

۶-پرندگان

اينم يكي از اشعارش:

ميلان

ايام فراغتم را در ميان سنگها و مه هاي تو مي گذرانم.

در ميدان بزرگ تو مي اسايم:هر شب ،به جاي ستاره ها،كلمه ها مي درخشند.

.................

همانند زندگي ،هيچ چيز از زيستن نمي اسايد.

MILAN

fra le tue pietre e le tue nebbie faccio

villeggiatura ,mi  riposo in piazza

del Duomo.invece

ognisera si accendono parole

di stelle

............

nulla riposa della vita come la vita.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/09ساعت 15:18  به دست نفیسه-Nafisseh  | 

سلام به همه ی دوستانم

من نفیسه هستم دوست جدیدتون.دانشجوی سال سوم زبان ایتالیایی.و اگه خدا بخواهد قرار از این به بعد یکی از نویسنده های وبلاگ باشم.

من سعی دارم شما رو تا حدی با نویسندگان و شاعران معاصر ایتالیایی آشنا کنم(البته نگران نباشید همیشه در مورد نویسنده ها مطلب نمی نویسم).برای اولین مطلبم می خواهم کمی از شعرای  معاصر در ایتالیا براتون بگم.

 

شعر نو در ایتالیا:

این نکته را در ذهن داشته باشید که اون لطافت و زیبایی را که در شعر فارسی حس می کنید هرگز نموتونید در ایتالیایی پیدا کنید.چه از نظر بازی با لغات و یا مفهوم شعر.در واقع اصلا قابل مقایسه با بزرگان ادب ما مثل سهراب سپهری ویا اخوان ثالث نیستند.اما تنها چیز مشابه که می تونید بین ما و اونها پیدا کنید مبارزات سیاسی که در برخی از اشعارشون وجود داره.

در اینجا هفت چهره از معروفترین انها را براتون معرفی می کنم:

۱-آلدو پالاتسسکی                    ALDO PALAZZESCHI  

۲-اومبرتو سابا                                UMBERTO SABA 

۳-جوزپ په اونگارت تی             GIUSEPPE UNGARETTI     

۴-ائو جنیو مونتاله                       EUGENIO MONTALE  

۵-سالواتوره کوازی مودو       SALVATORE QUASIMODO 

۶-جزاره پاوازه                                  CESARE PAVESE  

۷-پی یر پائولو پازولینی            PIER  PAOLO PASOLINI

این هفت نفر در ایتالیا از شهرت خاصی برخوردارند و اشعار انها در بین مردم بسیار محبوب است.اما این شهرت محدود به ایتالیا نمی شود.کوازی مودو برنده ی جایزه ی نوبل است،اونگارت تی در تمام دنیا بویژه فرانسه شهرت بسیار دارد،پازولینی علاوه بر شاعری سازنده ی فیلمهای موفق و دارای آوازه ی جهانی است،مونتاله هنوز زنده و کوشاست و شاید مهمترین نماینده ی شاعران امروز ایتالیا است.

انشالله دفعه ی بعد سعی می کنم سه تا از بهترین شعرهاشون براتون بیارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 22:13  به دست نفیسه-Nafisseh  |